محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1996

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گماشتن مردى ضعيف و مسلمان ، يا مردى نيرومند و سختگير چه مىگوييد ؟ » مغيره گفت : « مسلمان ضعيف اسلامش مربوط به خود اوست و ضعف وى به ضرر تو است ، اما نيرومند سختگير ، سختگيريش مربوط به خود اوست و نيرويش به نفع مسلمانان است » عمر گفت : « اى مغيره ترا مىفرستم » مغيره عامل كوفه بود تا عمر درگذشت و اين مدت دو سال و كمى بيشتر بود . وقتى مغيره براى رفتن كوفه با عمر وداع مىكرد ، به دو گفت : « اى مغيره ، بايد نيكان از تو در امان باشند و بد كاران بيمناك » عمر مىخواست سعد را به عمل مغيره گمارد اما پيش از آنكه او را بفرستد كشته شد و سفارش او را كرد . روش عمر چنان بود كه عاملان خويش را وادار مىكرد در مراسم حج حضور يابند كه از رعيت دور مانند و مردم شاكى فرصتى داشته باشند كه شكايتهاى خويش را به او برسانند . در اين سال بگفتهء بعضىها احنف بن قيس به غزاى خراسان رفت و با يزدگرد جنگ كرد ، اما مطابق روايت سيف رفتن احنف به خراسان به سال هيجدهم هجرت بود . سخن از رفتن يزدگرد به خراسان و سبب آن سيرت نويسان در اين باب خلاف كرده‌اند كه چگونه بود . روايت سيف چنين است كه وقتى مردم جلولا شكست خوردند يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو كه در آن وقت پادشاه پارسيان بود به آهنگ رى حركت كرد . تخت روانى براى وى بر پشت شتر بسته بودند كه در اثناى راه در آن مىخفت و با جماعت نمىخفت . در